رویکرد مربیان به این بازی زیبا در حال تجربهی تغییری عمیق است. در سطوح مختلف لیگهای غیرحرفهای و رقابتهای نخبگان، ادغام تحلیلهای بلادرنگ، نرمافزارهای ردیابی عملکرد و دادههای بیومکانیکی، نحوهی آمادهسازی، رقابت و بازیابی تیمهای فوتبال را دگرگون کرده است. آنچه پیشتر بر اساس شهود درونی، تجربه و چشم تیزبین مربی متکی بود، اکنون با بینشهای عددی دقیق تکمیل میشود — و در برخی موارد جایگزین میگردد — که الگوهایی را آشکار میسازند که برای چشم غیرمسلح پنهان هستند. این تحول صرفاً فناورانه نیست؛ بلکه نشاندهندهی بازنگری بنیادین در نحوهی طراحی، ارزیابی و اصلاح استراتژیهای عملکردی فوتبال در طول یک فصل است.

پاسخ کوتاه به این سؤال که آیا مربیگری مبتنی بر داده میتواند استراتژیهای عملکردی فوتبال را تغییر دهد، قطعاً «بله» است؛ اما تصویر کامل بسیار ظریفتر و پیچیدهتر از این است. عمق این تغییر به این بستگی دارد که باشگاهها چقدر بهخوبی دادهها را در فرهنگ سازمانی خود ادغام کنند، مربیان چگونه تحلیلهای دادهای را در کنار تخصص سنتی خود تفسیر میکنند و بازیکنان چگونه به بازخوردهای عملکردی مبتنی بر اعداد — نه مشاهدات ذهنی و ذوزنقهای — واکنش نشان میدهند. این مقاله به بررسی مکانیزمها، پیامدها و واقعیتهای عملی استفاده از دادهها برای بازتعریف مربیگری فوتبال در همه سطوح این ورزش میپردازد.
بنیان مربیگری مبتنی بر داده فوتبال مربیگری
آنچه تحلیلهای دادهای در فوتبال واقعاً اندازهگیری میکنند
آموزش مبتنی بر داده در فوتبال با درک این موضوع آغاز میشود که چه چیزهایی را میتوان بهصورت معنادار روی زمین بازی اندازهگیری کرد. سیستمهای نوین ردیابی — از جمله جلیقههای GPS، دوربینهای نوری و سنسورهای لختی — طی جلسات تمرینی و مسابقات، طیف گستردهای از متغیرها را ثبت میکنند. فاصلهای که بازیکن طی میکند، تعداد دفعات شتابگیری (اسپرینت)، مناطق دویدن با شدت بالا، تغییرپذیری ضربان قلب، شتابهای ناگهانی و نقشههای حرارتی موقعیتیابی از جمله رایجترین شاخصهای تحلیلی در محیطهای حرفهای فوتبال امروزی هستند.
فراتر از خروجیهای فیزیکی، دادههای رویدادی لایهای دیگر از عمق تحلیلی را اضافه میکنند. نرخ تکمیل پاسها، دقت شوتها، کارایی فشار (پرسینگ)، موقعیتیابی خط دفاعی و نرخ موفقیت در ضربات ثابت همه اینها قابل کمّیسازی و مقایسه بین حریفان، سیستمهای بازی و شرایط مختلف مسابقه هستند. هنگامی که این اعداد با تحلیل ویدئویی ترکیب میشوند، امکان ایجاد تصویری دقیق و مبتنی بر شواهد از عملکرد هم individually و هم جمعی تیم فراهم میشود که صرفاً یک نسل پیش غیرممکن بود.
بهطور حیاتی، ارزش این شاخصها در فوتبال صرفاً توصیفی نیست — بلکه پیشبینانه است. مربیان و تحلیلگران میتوانند الگوهای خستگی را پیش از وقوع آسیبها شناسایی کنند، ضعفهای تاکتیکی را پیش از اینکه حریفان از آنها سوءاستفاده کنند، کشف نمایند و ارزش احتمالی تصمیمات مختلف در طول بازی را مدلسازی نمایند. این بعد پیشبینانه جایی است که رویکردهای مبتنی بر داده شروع به تغییر واقعی استراتژیهای عملکرد میکنند، نه اینکه صرفاً آنچه را که مربیان قبلاً حدس زدهبودند، تأیید کنند.
نقش تحلیلگران عملکرد در تیمهای مدرن فوتبال
ظهور تحلیلگران متخصص عملکرد در ساختار باشگاههای فوتبال، نشاندهندهٔ جدیگرفتن دادهها در سطح بالای مربیگری است. این متخصصان در نقطهٔ تقاطع علوم ورزشی و دانش تاکتیکی قرار دارند و خروجیهای خام دادهها را به گزارشهایی قابلدرک و مرتبط با تصمیمگیری برای کادر مربیگری تبدیل میکنند. حضور این افراد نشان میدهد که روشهای مبتنی بر داده دیگر یک آزمایش حاشیهای نیستند، بلکه بخشی ساختاری از نحوهٔ عملکرد سازمانهای رقابتی فوتبال محسوب میشوند.
تحلیلگران عملکرد در فوتبال بهطور نزدیکی با مربیان ارشد همکاری میکنند تا جلسات تمرینی را طراحی کنند که مستقیماً به ضعفهای شناساییشده از طریق دادهها پاسخ دهند. اگر معیارهای فشار (پرسینگ) نشان دهد که خط حمله تیم پس از دقیقه ۶۰ از شدت خود میکاهد، بارهای تمرینی و پروتکلهای بازیابی را میتوان بهگونهای بازتنظیم کرد که این شکاف خاص را برطرف کنند. این حلقهٔ بازخورد بین دادهها و اجرای عملی، جایی است که واقعاً بهبودهای عملکردی در طول یک فصل رقابتی شروع به انباشتهشدن میکنند.
در باشگاههایی که تحلیلگران و مربیان واقعاً در چارچوبی همکارانه و همسو کار میکنند، تأثیر آن بر استراتژیهای عملکردی فوتبال میتواند تحولآفرین باشد. تصمیمگیری سریعتر میشود، چرخش بازیکنان در ترکیب تیم هوشمندانهتر انجام میشود و اصلاحات تاکتیکی در طول بازی میتواند بر اساس جریانهای زندهٔ دادهها صورت گیرد، نه اینکه منحصراً متکی به قضاوت لحظهای مربی از بازی باشد. عنصر انسانی همچنان اساسی باقی میماند، اما اکنون بهطور قدرتمندی توسط اطلاعات عینی تقویت شده است.
چگونه دادهها استراتژی تاکتیکی فوتبال را دگرگون میکنند
بازتعریف شکل تیم و سیستمهای فشار از طریق دادهها
یکی از مهمترین روشهایی که آموزش مبتنی بر داده در استراتژی فوتبال تغییر ایجاد میکند، بهینهسازی شکل تیم و سیستمهای فشار است. دادههای مکانی به مربیان اجازه میدهد نه تنها بدانند بازیکنان در کجا قرار دارند، بلکه روابط فضایی بین آنها را نیز درک کنند — فشردگی بلوکهای دفاعی، عرض گذارهای حملهای و لحظاتی که خطوط فشار از هم پاشیده میشوند. این بینشها به مربیان امکان میدهد تا با دقت بسیار بیشتری نسبت به صرفاً استفاده از شهود تاکتیکی، سیگنالهای فشار را طراحی کنند.
برای مثال، دادهها میتوانند نشان دهند که خط میانی تیم در ۲۰ دقیقه اول بازی، هنگامی که فولبک رقیب توپ را در مناطق پهناور دریافت میکند، آسیبپذیر میشود. با این دانش، کادرفنی میتواند سناریوهای خاص تمرینی طراحی کند که دقیقاً این موقعیت را تقلید و واکنش دفاعی به آن را تمرین کند. نتیجهای که حاصل میشود، یک استراتژی فوتبالی واکنشگرتر و انطباقپذیرتر است که مستقیماً بر اساس شواهد و نه بر اساس قراردادهای تاکتیکی عمومی ساخته شده است.
این سطح از جزئیاتطلبی همچنین به تحلیل حریف گسترش مییابد. با پردازش حجم زیادی از دادههای بازیهای حریفان آینده، مربیان میتوانند الگوهای قابل پیشبینی در ساخت بازی، مناطق مورد ترجیح حمله و تمایلات خاص در ضربات ثابت را شناسایی کنند. تیمهای فوتبالی که از این نوع اطلاعات هوشمندانه پیش از بازی استفاده میکنند، با یک برنامهٔ بازی هدفمندتر وارد میدان میشوند و این امر عدم قطعیت را کاهش داده و تصمیمگیری در شرایط فشار در حین بازی زنده را بهبود میبخشد.
پروفایلسازی فردی بازیکنان و بهینهسازی نقشهای آنها در فوتبال
مربیگری مبتنی بر دادهها همچنین نحوه تفکر باشگاههای فوتبال درباره نقشهای فردی بازیکنان و ساختار تیم را دگرگون میسازد. به جای اختصاص موقعیتهای خاص به بازیکنان بر اساس سنت یا سلیقه، پروفایلهای تحلیلی به مربیان اجازه میدهند تا بازیکنان را بر اساس ویژگیهای فیزیکی و فنی قابل اندازهگیریشان با نقشهای تاکتیکی مناسب تطبیق دهند. الگوهای حرکتی بازیکن بدون توپ، نرخ کار فشار آوردن (پرسینگ) و آمار حفظ توپ او میتوانند همه به این پرسش کمک کنند که آیا این بازیکن بهتر است به عنوان یک هجومی فشارآور، یک هافبک متمرکز بر حفظ توپ یا یک بازیساز عمقی استفاده شود.
این نوع بهینهسازی نقشها پیامدهای عمیقی بر استراتژیهای عملکردی در تیم فوتبال در سطح گروه دارد. مربیان میتوانند با درک روشنتری از نحوه تعامل نمایههای فردی در یک ساختار تاکتیکی خاص، ترکیب تیم و الگوهای تعویض را تشکیل دهند. هنگامی که تیمی در اواخر بازی به دنبال گل است، دادهها میتوانند در مورد اینکه کدام بازیکنان جانشین بیشترین احتمال را برای افزایش شدت فشار یا ایجاد فضای مناسب در ترانزیشن دارند، اطلاعات ارزشمندی ارائه دهند؛ نه اینکه تنها به تجربه و ارزیابی بصری متکی باشند.
مسیرهای توسعه بازیکنان در فوتبال نیز بهطور قابلتوجهی از این روش بهره میبرند. بازیکنان جوانی که نمایه دادههای آنها نشاندهنده پتانسیل بالا در سیستمهای تاکتیکی خاصی است، میتوانند بهسرعت در نقشهایی قرار گیرند که ویژگیهای منحصربهفرد آنها را به حداکثر میرساند. این رویکرد مبتنی بر شواهد در توسعه استعدادها، به باشگاهها کمک میکند تا در طول زمان تیمهای هماهنگتری بسازند؛ جایی که نقاط قوت هر بازیکن در چارچوبی استراتژیک و هدفمند بهکار گرفته میشود، نه بهصورت تصادفی یا ناشی از شرایط خاص.
پیشگیری از آسیبها و مدیریت بار کاری در فوتبال
استفاده از دادهها برای حفاظت از بازیکنان و حفظ عملکرد پایدار
یکی از مؤثرترین کاربردهای فوری آموزش مبتنی بر داده در فوتبال، پیشگیری از آسیبها و مدیریت بار فیزیکی است. با نظارت مداوم بر حجم تمرینات، خروجیهای دویدن سریع و شاخصهای بازیابی، تیمهای علوم ورزشی میتوانند زمانی را که بازیکنان انفرادی به آستانههای خطر آسیب نزدیک میشوند، شناسایی کنند. این امر به کادر فنی اجازه میدهد تا تصمیمات پیشگیرانهای درباره شدت تمرینات و آمادگی بازیکنان برای بازیها اتخاذ کند، نه اینکه پس از وقوع آسیبها واکنش نشان دهد.
در تقویم فیزیکی طاقتفرسا فوتبال — که در آن باشگاههای برتر اغلب در رقابتهای متعددی با پنجرههای کوتاه بازیابی شرکت میکنند — دادههای مدیریت بار (بار فیزیکی) به منبع استراتژیکی حیاتی تبدیل میشوند. مربیانی که از میزان استرس فیزیکی تجمعی واردشده بر تیم خود آگاه هستند، میتوانند تصمیمات هوشمندانهتری در زمینه چرخش بازیکنان اتخاذ کنند و اطمینان حاصل کنند که بازیکنان کلیدی در بازیهای حیاتی در بهترین شرایط فیزیکی خود حضور داشته باشند. این موضوع یک در نظر گرفتن لوکس نیست؛ بلکه بخشی اساسی از استراتژی فوتبال با عملکرد بالا و پایدار است.
The فوتبال محیط تمرینی نیز خود از دادههای نظارت بر بار بهره میبرد. وقتی مربیان بتوانند دقیقاً میزان استرس فیزیکی واردشده بر بازیکنان را در طول یک هفته تمرین مشاهده کنند، قادر خواهند بود شدت جلسات تمرینی را تنظیم کنند تا در روز بازی به حداکثر آمادگی برسند، بدون اینکه بازیکنان را بیش از حد تحت فشار قرار دهند. این رویکرد دقیق و ظریف به آمادهسازی فیزیکی، یکی از واضحترین نمونهها از این است که چگونه دادهها نهتنها استراتژی، بلکه منطق عملیاتی کلی برنامه مربیگری فوتبال را تغییر میدهند.
پایش روند بهبودی و تأثیر آن بر چرخههای عملکرد فوتبال
دادههای مربوط به روند بهبودی اغلب بعدی از ابعاد کماهمیتترِ آموزش فوتبال مبتنی بر داده محسوب میشوند. متغیرهایی نظیر تنوع ضربان قلب، شاخصهای کیفیت خواب، پایش هیدراتاسیون و ارزیابی درد عضلانی را میتوان جمعآوری و تجمیع کرد تا تصویری بلادرنگ از میزان بهبودی تیم بین بازیها و جلسات تمرینی در اختیار مربیان قرار گیرد. زمانی که دادههای مربوط به روند بهبودی در برنامهریزی جلسات تمرینی گنجانده میشوند، اوجها و فرورفتگیهای فیزیکی فصل فوتبال قابل مدیریتتر خواهند بود.
تیمهایی که نظارت بر بازگرداندن عملکرد را در فلسفهٔ مربیگری خود در فوتبال گنجاندهاند، معمولاً ثبات بیشتری را در طول فصل طولانی نشان میدهند. به جای تجربهٔ افتهای شدید عملکردی که اغلب همراه با تراکم بازیها رخ میدهد، این تیمها سطح پایدارتری از خروجی فیزیکی را حفظ میکنند، زیرا بازگرداندن عملکرد به عنوان یک متغیر قابل اندازهگیری و قابل مدیریت — نه یک ثابت پیشفرض — در نظر گرفته میشود. این ثبات مستقیماً در نتایج بهتر عملکرد فوتبالی در زمانهای حیاتیتر تجلی مییابد.
بعد روانشناختی دادههای مربوط به بازگرداندن عملکرد نیز قابل توجه است. وقتی بازیکنان شواهد عینی از اینکه وضعیت فیزیکیشان توسط کادر مربیگری ردیابی و محترم شمرده میشود را مشاهده میکنند، اعتماد آنها به روششناسی برنامه افزایش مییابد. این پذیرش نقشی حیاتی در محیطهای فوتبالی ایفا میکند، جایی که از ورزشکاران خواسته میشود تصمیمات مربوط به چرخش بازیکنان یا کاهش بار تمرینی را که ممکن است شخصاً با آنها مخالف باشند، بپذیرند. دادهها این گفتوگوها را از بحثهای ذهنی و شخصی به گفتوگوهای مبتنی بر شواهد تبدیل میکنند.
چالشها و محدودیتهای آموزش فوتبال مبتنی بر داده
تنش بین دادهها و شهود آموزشی در فوتبال
با وجود پتانسیل تحولآفرین خود، آموزش فوتبال مبتنی بر داده فاقد چالشهای قابل توجهی نیست. شاید پایدارترین تنش در این زمینه، بین بینشهای تحلیلی و تخصص شهودی باشد که مربیان با تجربه در طول سالها فعالیت در خط لمسی (خط لمس) کسب کردهاند. اعداد میتوانند توضیح دهند که چه اتفاقی افتاده است، اما در توصیف کامل دلیل رخدادن آن ناتوان هستند — و هنوز نمیتوانند قضاوت زمینهای ظریف و پیچیدهای را که مربیان برتر را از مربیان معمولی متمایز میکند، تقلید کنند.
یک مربی فوتبال ماهر، زبان بدن، پویایی گروهی، اعتمادبهنفس بازیکنان و وضعیتهای انگیزشی را بهگونهای درک میکند که هیچ سیستم حسگری در حال حاضر نمیتواند آنها را بهصورت کمی سنجش کند. زمانی که دادهها توصیه میکنند که بازیکنی را استراحت دهید، درحالیکه مربی میداند این بازیکن در فرم استثنایی و شرایط روانی قویای قرار دارد، تصمیم درست ممکن است این باشد که در آن مورد خاص، از این معیار صرفنظر شود. مربیگری مبتنی بر داده در فوتبال زمانی بهترین نتیجه را ارائه میدهد که دادهها مربی را آگاه سازند، نه اینکه قضاوت حرفهای او را جایگزین کنند.
باشگاههایی که دادهها را بهعنوان مرجعی مطلق — نه بهعنوان یک ورودی قدرتمند برای تصمیمگیری انسانی — در نظر میگیرند، خطر ایجاد استراتژیهای فوتبالی سفتوسخت و غیرقابلانعطاف را دارند که نمیتوانند با ماهیت غیرقابلپیشبینی و پویای رقابت سازگار شوند. موفقترین پیادهسازیهای مربیگری مبتنی بر داده، مواردی هستند که در آنها تحلیلهای دادهای و تخصص انسانی در گفتوگوی واقعی با یکدیگر قرار دارند؛ هر یک از این دو، دیگری را آگاه میسازد و به چالش میکشد تا به نتایج بهتری در عملکرد فوتبالی دست یابند.
دسترسیپذیری ابزارهای داده در سطوح مختلف فوتبال
محدودیت مهم دیگر آموزش مبتنی بر داده در فوتبال، دسترسی نابرابر به این روش در سطوح مختلف بازی است. در سطح نخبگان، باشگاهها سرمایهگذاری قابل توجهی در سیستمهای ردیابی GPS، تحلیلگران اختصاصی و پلتفرمهای دادهای اختصاصی انجام میدهند که مزیت رقابتی ایجاد میکنند. اما در سطوح پایه و نیمهحرفهای فوتبال، دسترسی به این ابزارها به دلیل محدودیتهای بودجه، تخصص فنی و زیرساخت همچنان محدود باقی میماند.
این امر شکاف رو به رشد عملکردی بین باشگاههای فوتبالی با منابع غنی و آنهایی که با قابلیتهای تحلیلی محدود فعالیت میکنند را گسترش میدهد. اگرچه ابزارهای تحلیل ویدئویی رایگان و کمهزینه بخشی از جنبههای آموزش مبتنی بر داده را دموکراتیک کردهاند، اما طیف کامل ردیابی فیزیکی و مدلسازی پیشبینانه همچنان عمدتاً در حیطه محیطهای فوتبال حرفهای و آماتور با عملکرد بالا قرار دارد. پُر کردن این شکاف یکی از چالشهای فوریتر توسعهای این ورزش محسوب میشود.
البته، مسیر فناوری نشاندهنده این است که ابزارهای دادهمحور برای فوتبال بهتدریج مقرونبهصرفهتر و دردسترستر خواهند شد. برنامههای پایهگذاریشده بر روی تلفنهمراه برای ردیابی، پلتفرمهای اشتراکگذاری جامعهای برای تحلیل ویدئوهای بازی و همچنین ابزارهای تحلیلی متنباز، همه اینها دامنه کاربرد آموزش دادهمحور را در سطوح پایینتر رقابتهای فوتبال گسترش میدهند. پرسش این نیست که آیا دادهها در نهایت آموزش فوتبال را در تمام سطوح دگرگون خواهند کرد یا خیر، بلکه این است که این دگرگونی چقدر سریع و عادلانه انجام خواهد شد.
سوالات متداول
آموزش دادهمحور بهطور خاص چگونه عملکرد تیمهای فوتبال را بهبود میبخشد؟
آموزش مبتنی بر دادهها با ارائه بینشهای عینی و دقیق درباره عملکرد فیزیکی، الگوهای تاکتیکی و رفتارهای فردی بازیکنان، عملکرد تیم فوتبال را بهبود میبخشد. مربیان میتوانند از این اطلاعات برای طراحی جلسات تمرینی هدفمندتر، بهینهسازی سیستمهای تاکتیکی بر اساس نتایج قابل اندازهگیری، تصمیمگیری هوشمندانهتر در زمینه چرخش بازیکنان تیم و شناسایی زودهنگام خطرات آسیبدیدگی قبل از اینکه بازیکنان کلیدی را از میدان دور کنند، استفاده کنند. اثر کلی این روش، رویکردی آگاهانهتر، انعطافپذیرتر و هماهنگتر از نظر استراتژیک در رقابتهای فوتبال است.
آیا باشگاههای کوچک فوتبال میتوانند بدون بودجههای بزرگ از آموزش مبتنی بر دادهها بهرهمند شوند؟
بله، باشگاههای فوتبال کوچکتر میتوانند از ابزارهای آموزشی مبتنی بر داده با ارزش از طریق نرمافزارهای مقرونبهصرفه تحلیل ویدئویی، دستگاههای پایه ردیابی GPS و برنامههای رایگان یا کمهزینه نظارت بر عملکرد، استفاده کنند. اگرچه سطح پیشرفتهای از ابزارها که در اختیار باشگاههای برتر قرار دارد، برای بسیاری از سازمانهای پایهای همچنان غیرقابلدسترس است، اما حتی روشهای سادهای مانند ثبت فاصله دویدنهای سریع، تحلیل ویدئوهای مسابقه و نظارت بر بار تمرینی هفتگی نیز میتوانند بهبودهای معناداری در استراتژیهای عملکرد تیمهای فوتبال ایجاد کنند.
آیا آموزش مبتنی بر داده جایگزین نقش سنتی مربی فوتبال میشود؟
آموزش مبتنی بر دادهها جایگزین نقش سنتی مربی فوتبال نمیشود؛ بلکه آن را تقویت و بهبود میبخشد. مربیان با تجربه، قضاوت زمینهای، هوش انگیزشی و تفکر انطباقی در زمان واقعی را ارائه میدهند که هیچ سیستم تحلیلی نمیتواند آنها را تقلید کند. مؤثرترین مدل، مدلی است که در آن دادهها تصمیمات آموزشی را راهنمایی میکنند، بدون اینکه تخصص انسانی و پویاییهای رابطهای که همچنان محوری در رهبری موفق تیمهای فوتبال و توسعه بازیکنان باقی ماندهاند، را نادیده بگیرند.
انواع دادههای عملکرد فوتبال کداماند که برای توسعه استراتژی بیشترین کاربرد را دارند؟
دادههای عملکردی فوتبال که از نظر استراتژیکی مفیدترین هستند، معمولاً شامل معیارهای فیزیکی مانند مسافت دویدن با شدت بالا و تعداد دویدنهای سریع، معیارهای تاکتیکی مانند کارایی فشار آوردن و موقعیتگیری خط دفاعی، و معیارهای فنی مانند درصد انجام پاسها تحت فشار و کیفیت شوتها میشوند. هنگامی که این دادهها با اطلاعات تحلیل حریف — که الگوهای سازماندهی حمله، تمایلات در ضربات ثابت و رفتارهای در زمان تغییر حالت (انتقال) را پوشش میدهند — ترکیب میشوند، این بینشها به کادر فنی تیم فوتبال اجازه میدهند تا برنامههای بازی را با جزئیات و اطمینان مبتنی بر شواهدی توسعه دهند که بهطور قابلتوجهی آمادگی رقابتی را ارتقا میبخشد.
فهرست مطالب
- بنیان مربیگری مبتنی بر داده فوتبال مربیگری
- چگونه دادهها استراتژی تاکتیکی فوتبال را دگرگون میکنند
- پیشگیری از آسیبها و مدیریت بار کاری در فوتبال
- چالشها و محدودیتهای آموزش فوتبال مبتنی بر داده
-
سوالات متداول
- آموزش دادهمحور بهطور خاص چگونه عملکرد تیمهای فوتبال را بهبود میبخشد؟
- آیا باشگاههای کوچک فوتبال میتوانند بدون بودجههای بزرگ از آموزش مبتنی بر دادهها بهرهمند شوند؟
- آیا آموزش مبتنی بر داده جایگزین نقش سنتی مربی فوتبال میشود؟
- انواع دادههای عملکرد فوتبال کداماند که برای توسعه استراتژی بیشترین کاربرد را دارند؟

